پارسادهقانی،الفبای زندگی ما

گنجینه خاطرات پارسا جونم

پارسا ،بهارزندگیمون

                                                                                 

            خدایا همیشه هواشو داشته باش(الهی آمین)

                           

                           

                                 

 

 

تو آمدی وبه یمن آمدنت مادروپدر نامیده شدیم.....

برای تو ،پسر نازمون می نویسیم که بدانی چقدر دوستت داریم فرشته کوچولوی ما...بگو ماشالله لاحول ولا قوه الا بالله

 

بدون عنوان

پارسا جونی تابستون که بود هرشب این شهربازی که اسمش هوراپارک بود میرفتی اما پاییز که شد چون بیماری زیاد شد دیگه نبردیمت اما الان که هوا گرمتر شده دوباره میری شهربازی هورا پارک، دیشب که رفتی همه مربی های اونجا میگفتن پارسا جونی این مدت کجا بودی دلمون واست تنگ شده بود چ حسابی بازی میکردی و کلی خندیدی...حسابی بهت خوش گذشت......
28 بهمن 1396

بیماری بعد از شب تولد

گل پسری بعد از تولدش مریض شده والان داره دارو میخوره ، عجب حالگیری شده ....خیلی سعی کردم که پاییز و زمستون سرما نخوره شکر خدا مریض نشد اما شب تولدش سهل انگاری کردم خونه گرم شده بود چون جمعیت زیاد بود کولر روشن کردیم و گل پسری سرما خورد......
26 بهمن 1396

بازی کردن توی کوچه، البته از 7ماهگی پایین تو کوچه می بردیمش

        محاله صدا از توی کوچه بیاد و پارسا پایین نره بازی کنه علاقه شدیدی داره که بخواد تو کوچه بازی کنه شکرخدا توی محله پسر بچه تا دلت بخواد اسم بیشترهاشون بلده ، بازی های پارسا جون دوچرخه سواری ، فوتبال ، خاک بازی ، قایم موشک، سک سک ... البته بزرگترها که بازی میکنن مجبورن پارسا بازی بدن وگرنه پارسا بازی شونو بهم میریزه ...با همه گروه سنی بازی میکنه البته فقط باید پسر باشه روی این موضوع حساسه...     ...
25 بهمن 1396

اولین کلاس پارسا گلی...

اولین کلاسی که پارسا رفت کلاس خلاقیت در سن سه سال ونیمه گی در مردادماه تابستان 96 درشهربازی هورا پارک خیابان رسالت شمالی روبروی سیزده هکتاری بود، که دوستای زیادی پیدا کرد و سر کلاس خیلی خوب نشست. حرف خانم مربی که اسمش خاله سوگند بود خوب گوش کرد......
25 بهمن 1396