پارسادهقانی،الفبای زندگی ما

1

27 ماهگی 2 سال و 3 ماه گل پسر

سلام قشنگ مامان ،به قول خودت ناز مامان....خوبی ناز نازک ما؟ شاهزده پسرمون 27 ماهه شد عسل تر ازقبل .....ماشالله لا حول ولا قوة الا بالله مبعث امسال یه اتفاق بزرگ تو خانواده 6 نفری ما میفته خانواده 6 نفری یعنی شما وبابا ومامان و باباجون وعزیزجون و دایی ...یک نفر به خانواده ما اضافه میشه و ما میشیم 7 نفر ... دایی جون توی این روز عزیز مراسم نامزدی با مریم جونه که قراره زندایی شما باشه امیدوارم خوشبخت بشن                                    &nb...
15 ارديبهشت 1395

26 ماهگی پارساجونی

سلام گلم الان چندوقته شیر نمیخوری اما بازم گهگداری بهونه شیر میگیری که سرگرم ت میکنم یادت بره اما مامانی هنوز شیر داره نمیدونم چرا شیر قطع نشده.... چندشبه پیش دکتر بردمت شکمت بهم ریخته بود از بس در هم خورده بودی دکتر گفت میتونستم تا 4 ماه دیگه یعنی دو سال ونیم شیر بهت بدم بچه خودش دو سال و 4 ماه شیر خورد ،دلم گرفت گفتم کاشکی بهت داده بودم یه جور عذاب وجدان گرفتم آخه هنوز از نظر روحی آمادگی شو نداشتی اما بازم پسر صبوری بودی و ایراد نگرفتی گریه کنی ...دوستت دارم گل خوشبوی مامان بووووووووس😙💑 مدام پشت پنجره نشستی هرکی رد میشه مدام صداش میزنی اسم علی و سعید صحیح تلفظ میکنی صداتو ضبط کردم... ...
23 فروردين 1395

25 ماهگی طوطی مون

سلام عزیزکم خوبی نفسم ؟ قبل از هرچیز باید بگم اگه عکس هایی خوبی ازت گرفته نشده یا تار هستن مقصرخودتی ،آخه تا دوربین میبینی سریع فرار میکنی یا ادا در میاری .....بعدهم همش میگی خودم می خوام عکس بگیرم..... عزیزم این روزهاکمتر به وبلاگ ت سر میزنم چون شما دیگه اجازه نمیدی من دست به لب تاپ بزنم باید حتما خواب باشی و وقتی خوابی اگه مامانی کاری تو خونه نداشته باشم میتونم بیام یه چند سطری واست یادگاری بنویسم البته فرصت کم پیش میاد چون تا میخوابی مامانی سریع کارهای خونه انجام میده.... حالا چرا این ماه نوشتم طوطی چون شما مثل طوطی هرچی ما میگیم تکرار میکنی بعضی ها رو واضح و بعضی با کمی تغییر حروف فضولی هایی از جنس پارسا: ...
25 اسفند 1394

2 سالگی جان مادر...

سلام عزیزکم امیدوارم ایام به کامت باشه،گلم دو ساله شدی دو بهار از آمدنت گذشت،                    امروز برایم تکرار آن روز فراموش ناشدنی است                                             روزی که                                      پلک جهان می پرید                                  ...
14 بهمن 1394

23ماهگی معجزه ی زندگی ام

سلام گل مامان رورها سریع وتند میگذره و کم کم داری دوساله میشی کمتر از چند روز دیگه شما دو ساله میشی یعنی دوسال کنار من وبابایی بعضی روزا من وبابایی به عقب برمیگردیم میگیم چه زود گذشت انگار همین دیروز بود که با قدم های کوچیکت پا به این دنیا گذاشتی و دنیای ما رو شیرین تر از قبل کردی هروز یه سوپرایز تازه با انگشت هات اسباب بازی ها رو میگرفتی بعد غلت زدی سینه خیز چهار دست وپا رفتن وراه رفتنت...اولین باری که بابا و ماما گفتی خدایاواسه بودن شیرین ترین عزیز زندگیمون شکر....  پارساجان تمام زندگی ما،من باز هم برای تو می نویسم. پارسای عزیزم،نبض زندگیم،من برای تو وخدای مهربان می نویسم. پروردگارم وقتی به فرزندم که پاره وجود ...
17 دی 1394

22 ماهگیییییی داری کم کم دو ساله میشی نفسم

سلام گلم داری کم کم 2 ساله میشی و مامانی تو فکر پروژه از شیر گرفتنت هست احتمالا آخر اسفند که تو خونه ام شروع کنم اما نمیدونم میییییییشه نمییییییشه اما میدونم خیلیییییییی سختههههههههه شله زرد نذری عزیزجون: روز 4شنبه برابر با 28 صفر هرسال عزیزجون اینا شله زرد دارن،مامان اون روز سرکاربود وشیفت عصر در نتیجه مامانی ساعت 2 مرخصی گرفت که بیاد شما نگه داره تا بقیه به کاراشون برسن آخه شما اونجا آتیش میسوزونی ؛اصلا دیگه حاضر نیستی خونه بیای این که واسه خودش یه پروژه سسسسسس خب میریم سراغ نذری که عزیزجون به خاطر شیطنت شما 5 صبح بار گذاشتن و من شما رو خوابوندم بعد شروع کردیم شله زردهارو ظرف کردیم وقتی شما بیدار شدی دیگه کار تموم شد...
12 آذر 1394

21 ماهگی پارسا:عزیزمادر تا همیشه بی نهایت دوستت داریم....

سلام گلکم ،روزها لحظه ها ثانیه ها میگذره وشما عزیزدل ما روزبه روز بزرگتر شیرین تر میشی کلمه هایی زیبایی به کار میبری وحسابی واسه من وبابا دلبری میکنی تمام لحظه با تو سرگرمیم وخداشکر میکنیم واسه این فرشته کوچولو..... کنار بابایی لم میدی باهاش فیلم میبینی یا دست دوتامون میگیری میگی بیاین فوتبال دیگه سه تایی فوتبال بازی میکنیم.... هرشب باید بیرون برون بریم حتی اگه شده نیم ساعت،دیگه شده جز برنامه اصلی.... عکس های 20 ماهگی پارسا جون در آتلیه: پارسا گلی اگه دختربود....خودت تل میزنی تو موهات...... علاقه مندی پارسا به وسیله برقی:جاروبرقی سشوار البته روشن باشه خاموش باشه روشنش میکنی...
13 آبان 1394

20 ماهگی دلبندم

کودک دلبندم ،کودکی هایت همه زندگی ماست تو که میخندی، میدوی واز سرشوق فریاد میزنی،دنیا با همه بزرگی مال ما میشود کودک خوش زبانم ،دوباره حرف بزن،بگذار صدایت در دل وجان مان طنین افکند که آهنگ مادر وپدر گفتن تو،زیباترین موسیقی ماست..... کودک دلبندم ، روزت مبارک.... 16 مهر روز کودک :مامانی واسه شما کیک درست کرد بعدش به ساحل رفتیم واونجا با بابایی بادبادک هواکردی ....اینقدر بادبادک بابایی بالا رفت....بادکنک آبی گرفتیم باد کردیم شما اولیشو ترکوندی دومی رها کردی باد برد.... موسیقی زنده پخش میشد شما دستاتو تکون میدادی مثلا میرقصیدی.... وقتی لباس میپوشی یا لباس تو عوض میکنم...
17 مهر 1394

19ماهگی پارسا:زودبزرگ نشو،کودکیت را بی حساب می خواهم تمام هستی ام....

قهقهه بزن،جیغ بکش،گریه کن،لوس شو،بچگی کن،ولی زود بزرگ نشو تمام هستی ام..... ازته دل بخند به اداهای ما که برای خندانت در می آوریم فقط بزرگ مشو.. عزیزترینم بدان لبخندکودکانه ات میتواند معجزه زندگی دوباره ام باشد،من نه بهشت میخواهم نه آسمان ونه زمین،بهشت من و زمین من وزندگیم، نفس های آرام کودکی توست،هیچ روزی به من تعلق ندارد همه ساعت ها وثانیه های من تویی ومن دست کودکیت را میگیرم تا به فردای انسانیت برسانم که این رسالت من است....فقط بدان عاشقانه میپرستمت بابودن تو معنی عشق را یافتم...ای خدای زیبایی ها ،این معشوقه من را به سلامت به مقصد برسان...(الهی آمین یا رب العالمین)   سفرنامه تابستانی آقا پارسا(13 / 6 / 94 ال...
12 شهريور 1394

18ماهگی پارساجووون؛معجزه آفرینش

سلام گل مامان،خوبی ؟؟؟الان شما 1 سال ونیم که کنار من وبابایی هستی ...روزا شیرین میگذره  که با لبخندهای تو شیرین تر میشه وگاهی اوقات با بهونه گیری وبدغذاشدن شما کمی از شیرینیش کم میشه......گل مامان ،شمااین روزا خیلی کنجکاوی دوست داری سر ازهمه چیز دربیاری اما بعضی چیزا خیلی خطرناکن اما شما کوچولوی مامان نمیدونی که واست خطرداره، وقتی شما رو ازاین کارمنع میکنم قهرمیکنی یا گریه....منوببخش مجبورم دوست ندارم واست اتفاقی بیفته.... اولین عکس پیکاسومامان: دایی داره نماز میخونه اما شما اجازه نمیدی یه مهر وجانماز به شماداده که مشغول باشی بزاری نمازشوبخونه..... روز دوشنبه واکسن 18 ماهگیتو زدی خیلییییی استرس و...
20 مرداد 1394