پارسادهقانی،الفبای زندگی ما

گنجینه خاطرات پارسا جونم

15 ماهگی ،خدایابه همین سجده زیبا وپاکش از چشم بد دور نگهش دار.(الهی آمین)

اولین کار پارسایی درشب 15 ماهگیش:باور نکردنی بود تا سجاده ومهر میبینی سجاده پهن میکنی سجده میکنی ومهر رو بوسه میزنی.خدایا همیشه پناه ونگهدارش باش.(الهی آمین) پارسا کوچولو داره تلویزیون میبینه... پارسا به ماهی عید میگی نام نام ...تا ماهی میبینی اشاره میکنی بریم پیش نام نام ،بغد بهشون غذا میدی.. این کیک گوشت به مناسبت روز پدر درست کردم البته شما خیلییییی کمک دادی.... پارسا در شهربازی فرشته ها: الان آقا کوچولو 7 روزه مریضه ،گلوت درد میکنه سرفه های خیلی بدی میکنی ان شالله زودتر خوب شی... مامانی مریضیت ادامه دار شده الان شده 12 روز: هم ...
11 ارديبهشت 1394

14 ماهگی امید وهستی ما،خدایا هزار بارشاکریم که با دادن این نعمت شیرین زندگیمون چندبرابرکردی!

بزرگت رین تغییر نفسمون: الهی فدات شم از روز شنبه که 14 ماهه شدی مدام داری راه میری البته زمین هم میخوری که یه بار سرت کبود شد ورم کرد الان دیگه قدم هات به 15 تا 20 تا رسیده دستاتو جلوت میگیری که تعادلتو حفظ کنی.....میخوام ازت عکس بگیر اما مدام حواسم بهت هست که رو سرامیک زمین نخوری اصلا وقت نمیشه ، بابایی گفته چشم ازت برندارم که دور ازجون چیزیت شه..... بالاخره یه عکس ازت گرفتم...                 یه چیز جالب واست بنویسم از بس پارک رفتیم دیگه مسول پارک اسمتو میدونه وکامل شما رو میشناسه،روزهای اول تاب خیلی دوست داشتی اما این روزا همش ...
17 فروردين 1394

یک سالگی یکی یه دونه ما:خدایا به خاطر نعمت شیرینت هزاران بار شکر!خداهمیشه هوای پسرنازمون داشته باش!

سلام گل مامان،خوبی نفسم؟ یک سال از از آمدنت گذشت....یکسال  زندگی من وبابا شیرین تر از قبل کردی ، غنچه خندونم امیدوارم همیشه سرزنده وسالم وشاد باشی و لبت پراز خنده وتولد صدمین سالگردتو بگیری.... عزیزم قراره اولین تولدتو یه میهمانی بگیریم واین شادی رو با فامیل تقسیم کنیم.... امسال تم تولدتو من وبابایی انگری انتخاب کردیم ان شالله سالهای بعد که بزرگترشدی خودت انتخاب کنی.... عکس کارت دعوت تولد یکسالگی پارسا خان:        واسه کارهای تولدت عزیزجون وباباجون از دیروز ساعت 10 صبح خونه ما بودن تا 12 شب داشتن کمک من کارهای تولدتو انجام میدادن باباجون همش از پله بالا میرفت وآ...
14 بهمن 1393

پارساعزیزدل ما

پارسا پسرم تو اولین نوه خانواده ما هستی تو با آمدنت شادی خانه عزیزجون وباباجون چند برابر کردی و کودکی من ودایی حسین برایشان تداعی شد......حالا میتونم به جرات بگم که عزیزجون وباباجون توروبیشتراز من دوست دارن من جرات ندارم به شما چیزی بگم .....من تا 7 ماه و15 روز پیشت بودم از اون زمان به بعد عزیزجون پیش شما بود شیفت صبح برای اینکه شمااز خواب بیدار نشی و اذیت نشی میومد خونه ما تا شما بدخواب نشی شیفت عصر من شما رو میبردم اونجا،خداییش واست سنگ تموم گذاشتن بهتر از من مراقبتن ،هردوتا مهربونا که خداحفظشون کنه باهات بازی میکنن طوری که وابسته شون شدی وفتی 2تا فرشته مهربون باشن شما پیش من نمیای.....وقتی مدرسه ام تلفنی صداتو میشنوم دلم واست ضعف میره ...
21 آذر 1393

دغدغه مامان واسه بدغذاشدن پارسا

مامانی من ،این غذا وآبمیوه واست درست میکنم اما نمیخوری شده روزا 2 مدل درست کنم اماشما خیلی بدغذا شدی دیگه اشک مامانی در میاری دکتر میبرمت چون رشد وزنیت خوبه میگه ایراد نداره بهش فشار نیار اما من میدونم با این وضع پیش بری مریض میشی خیلی تلاش میکنم اما شما سرتو میچرخونی و دهنتو میبندی قبلا عالی میخوردی....الان فیلم میزارم تو روروک میزارم باهات دالی بازی میکنم اما جواب نمیده برنامه غذایی پارسا: سرلاک چند میوه،خرما،برنج، بیسکوییت مادر سوپ: برنج ، هویج ، سیب زمینی ، کدو ، سبزی ، عدس ، ماش ،لوبیا سبز ، گوشت قرمز ، مرغ ، روغن ماست آبمیوه:(آب هویج ) ، (موز با آب پرتقال ) ، (لیموشیرین ) ، ( آب سیب با موز ) &...
13 آذر 1393