پارسادهقانی،الفبای زندگی ما

گنجینه خاطرات پارسا جونم

سونوگرافی

این اولین باری بود که بابایی می خواست بیاد شما رو ببینه وصدای قلب نازتو بشنوه.چون من همبشه پیش خود خانم دکتر می رفتم اونجا ورودآقایان ممنوع بود.اینجاشما 35 هفته و3روزته یادت باشه از بابایی بپرسی چه احساسی داشته به من که چیزی نگفت.   ...
30 دی 1392

انتخاب اسم

پسر نازم،13 هفته و1روزت بود که جنسیت مشخص شد از اون روز به طورجدی تمام اینترنت وکتاب ها رو گشتم واسه انتخاب اسم شما،ازاین واون اسم می پرسیدم نظرسنجی میکردم. حتی یک روز منو بابا اومدیم هرکدوم جداگانه اسم هایی نوشتیم بین اون اسم ها اونهایی که از نطر 2تامون با معنی وزیبا بود جدا کردیم وتو دفتر خاطرات شما نوشتیم اسم ها: آرین ، سپهر ، سبحان ، بردیا ، پارسا ، رادین. تا اینکه دیشب بازار رفتیم حروف زیبای اسمتو خریدیم ، حروف parsa .مبارکته باشه پارسای گلم .         ...
17 دی 1392

شوق وذوق مامان بزرگ بابابزرگ

پارسای گلم مامان بزرگ بابابزرگ اینقدر ذوق واشتیاق دنیا اومدنتو دارن،هرروز عصر ساعت 4:30 میرن بازار خرید ساعت 9 شب میان.سیر ازخرید کردن واسه شما نمیشن. کوچولوی من سالم وصحیح یه دنیا بیا که خیلیا چشم انتظار دیدنت هستن.   ...
15 دی 1392

حس شیرین

فرشته کوچولوی من دیشب واست خرید کردیم یه احساس شیرینی بود،نمی دونستم کدوم بردارم همشون ناز بودن، دلم میخواست کل فروشگاه هاروبخرم،اماتا جاداشت گرفتم.یه چندتایی شو تو وب میذارم ...
13 دی 1392