پارسادهقانی،الفبای زندگی ما

گنجینه خاطرات پارسا جونم

خاطرات 2 سال و 7 ماهگی پارسا جون

بازی های کودکانه وشیرین  پارسا جونم: خمیربازی: آرد و روغن مخلوط کردم وشما باهاش بازی کردی ودر آخر علاقه مند شدی روی خمیر ها بپر بپر کنی... شن بهداشی : بازی باهاشون خیلی دوست داری و از بازی با شن ها سیر نمیشی فقط بعدش خونه.... بالشت بازی : میشه پل شما وروی اون ها میدوی و وقتی زمین میخوری کلی به خودت می خندی.... نقاشی کردن پارسا در عرض 10 دقیقه با مداد شمعی نتیجه ش شد اینکه میبینید.... ماشین پارسا جون خراب شده و بابایی در حال تعمیر وپارسا در حال شیطنت و کلی لذت میبره از کارش.... این پل زیر گذر واسه ماشین ها اما پارسا ماشین ها رو همرا...
28 شهريور 1395

30 ماهگرد پارسا جون

سلام گل مامان 30 ماهگرد شما برابر شد با شروع سفر تابستونی مون،امسال سفرمون 5 نفره بود یعنی شما وبابایی و عزیزجون و باباجون..... امسال قرار بریم پابوس آقا امام رضا (ع) ،اولین سفر زیارتی شما کوچولوی ماست..... پنج شنبه صبح ساعت 9 راه افتادیم وناهار سیرجان بودیم شما کلی تو پارک بازی زدی اولش با یه آقا پسر دوست شدی البته دوستی خاله خرسه تا توپشو گرفتی دیگه گفتی برو .... بعد کلی ماجرا توپ اون بنده خدا دادی و بهتوپ خودت قانع شدی.... شب کرمان بودیم و خونه خاله مهری ،اونجا آب بازی کردی درخت ها آب دادی شبش پارک مادر رفتیم وکلی بازی کردی حسابی بهت خوش گذشت سوار هربازی میدیدی میشدی بابا بهروز و باباجون مامور خرید بلیط بودن همش نوب...
10 شهريور 1395
1