پارسادهقانی،الفبای زندگی ما

گنجینه خاطرات پارسا جونم

14 ماهگی امید وهستی ما،خدایا هزار بارشاکریم که با دادن این نعمت شیرین زندگیمون چندبرابرکردی!

بزرگت رین تغییر نفسمون: الهی فدات شم از روز شنبه که 14 ماهه شدی مدام داری راه میری البته زمین هم میخوری که یه بار سرت کبود شد ورم کرد الان دیگه قدم هات به 15 تا 20 تا رسیده دستاتو جلوت میگیری که تعادلتو حفظ کنی.....میخوام ازت عکس بگیر اما مدام حواسم بهت هست که رو سرامیک زمین نخوری اصلا وقت نمیشه ، بابایی گفته چشم ازت برندارم که دور ازجون چیزیت شه..... بالاخره یه عکس ازت گرفتم...                 یه چیز جالب واست بنویسم از بس پارک رفتیم دیگه مسول پارک اسمتو میدونه وکامل شما رو میشناسه،روزهای اول تاب خیلی دوست داشتی اما این روزا همش ...
17 فروردين 1394
1